Jul. 28, 2017 - جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۶

 

عنوان مقاله: کریستیانو و الکسیس؛ رهبرانی متفاوت

نویسنده: گابریله مارکوتی

تاریخ: ۱۳۹۶/۰۴/۰۷

کریستیانو و الکسیس؛ رهبرانی متفاوت

برای اینکه به استقبال اولین نیمه نهایی جام کنفدارسیون‌ها بینِ قهرمان اروپا و قهرمان  آمریکای جنوبی برویم (یا به عبارتی درست‌تر چون شیلی به خاطر قهرمانی در کوپا امریکا سنتناریو پا به این رقابت‌ها گذاشته، قهرمان قاره‌یِ آمریکا)، به سنت دیگر بازی‌های بزرگ، دوست داریم بهترین نیروهای هجومی دو تیم را با هم مقایسه کنیم. و مشکل همینجا رخ می‌دهد.

وقتی یک سوی ترازو کریستیانو رونالدو است، تنها در صورتی تعادل برقرار می‌شود که سویِ دیگر لیونل مسی قرار گرفته باشد. الکسیس سانچز یکی از بهترین نیروهای هجومی حال حاضر فوتبال جهان است، اما رونالدو یکی از بهترین‌های تاریخ فوتبال (اگر نخواهیم وارد بحث "بهترین" شویم) است.

با این وجود اگر به داستان این دو نگاهی دقیق‌تر بیندازیم شباهت‌های زیادی پیدا می‌کنیم. رونالدو و سانچز معمولا کریستیانو و الکسیس نامیده می‌شود، مثل دیگر اشراف‌زادگان ورزش، از جمله لوبرون، سرنا و پیتون که نیازی نیست در ادامه‌یِ اسم کوچکشان ذکر کنیم جیمز، ویلیامز و منینگ.

کریستیانو و الکسیس هر دو از کشورهایی می‌آیند که همیشه نسل‌های طلایی داشته‌اند و پر بوده‌اند از استعدادهای بزرگ، اما هرگز در جدال‌های قاره‌ای خودشان حریف رقبای بزرگ‌تر نمی‌شدند. تا اینکه الکسیس و شیلی سالِ 2015 بالاخره کوپا امریکا را فتح کردند و یک سال بعد کریستیانو و پرتغال قهرمان اروپا شدند، برای اولین بار.

کریستیانو و الکسیس هر دو استعدادهای درخشانی بودند که در سن پایین خانه را ترک کردند. الکسیس در شهرِ توکوپیا بزرگ شد و در 17 سالگی باشگاه اودینزه برای خریدش 2.5 میلیون دلار خرج کرد و بلافاصله او را به کولوکولو و بعد ریورپلاته قرض داد. کریستیانو در مرکز مادیرا بزرگ شد، جزیره‌ای روی اقیانوس اطلس. او در 12 سالگی زادگاهش را ترک کرد و راهی اسپورتینگ لیسبون شد و آنجا رشد کرد و در نهایت شش سال بعد به منچستر یونایتد پیوست.

اینکه استعدادهای جوان در سن کم خانه را ترک کنند و برای پیشرفت به محیطی غریبه بپیوندند چیز جدیدی برای فوتبالیست‌ها نیست. اما اگر بازی‌های قدیمی رونالدو و سانچز را روی یوتیوب تماشا کنید به این نکته پی می‌برید که فوتبال این دو ستاره چقدر در یک دهه‌یِ اخیر تغییر کرده. الکسیس نوجوان فوتبالیستی بود چابک و سریع که دوست داشت همیشه توپ زیر پایش باشد و بدون توپ نقش چندانی در بازیِ تیمش نداشت. وقتی توپ به الکیسس می‌رسید معمولا خبری از پاس نبود و یا حریف توپ را ازش می‌گرفت یا او راهی برای شوت زدن به دروازه‌شان پیدا می‌کرد.

الکسیس این روزها اما بدل به فوتبالیست کاملی شده که با فیزیکالیته‌یِ بالا و استقامت زیادش اولین خط پرس تیمش را رهبری می‌کند و حاضر است بدون توپ خودش را فدای سیستم کند و وقتی توپ را از حریفان پس می‌گیرد همانقدر خوشحال و راضی به نظر می‌رسد که وقتی گل می‌زند.

کریستیانو از همان ابتدا قامتی چون آدونیس داشت، مثل الان، و البته با این تفاوت که گام اولش به قدری سریع بود که هر وقت اراده می‌کرد مدافع روبرویش را جا می‌گذاشت. رونالدو استاد استفاده از فضاهای آزاد بود و رقص‌ پاهایش مثل کراس‌اورهایِ آلن آیورسون زوایای بسته را باز می‌کرد. اما بازی رونالدویِ نوجوان یک ضعف بزرگ داشت که بیشترین انتقادها را به سوی خودش جلب می‌کرد، انتقاداتی حتی از سوی هم‌تیمی و رفیق قدیمی‌اش ریو فردیناند: رونالدو بیشتر شویی جذاب بود، بدون محصول لازم.

شاید برای خوانندگان جوان‌تر عجیب باشد که چطور بهترین گلزن تاریخ پنج لیگ اول اروپا روزی چنین وضعیتی داشته، اما باور کنید ماشین جستجوی گوگل دروغ نمی‌گوید. رونالدوی امروز اما بازیکنی است که حتی یک حرکت اضافه هم نمی‌کند و انرژی‌اش فقط و فقط صرف محصول نهایی می‌کند. بیش از 600 گلی که او برای باشگاه‌ها و تیم ملی‌اش زده سند اثبات این موضوع است.

نکته‌یِ جالب دیگر درباره‌یِ رونالدو و سانچز نوع تطبیق آن‌ها با تیم‌های ملی‌شان است. الکسیس سال‌هاست به فوتبال پر فشار و با پرس بالایی که در ابتدا خورخه سمپائولی و بعد خوان آنتونیو پیتزی در شیلی جا انداختند عادت کرده و با توجه به اینکه این نسل از لا روخا کاراکترهای بزرگی مثل گری مدل و آرتورو ویدال دارد، او با رضایت کامل نقش خودش به عنوان یکی از چرخ دنده‌های این ماشین بزرگ سرخ را بازی می‌کند. در نقطه‌یِ مقابل الکسیس در آرسنال ستاره‌یِ اول تیمش است و پیکان هجومی توپچی‌ها.

داستان رونالدو در باشگاه و تیم ملی‌اش تقریبا عکس سانچز است. رونالدو در رئال مادرید یکی از ستاره‌های بزرگ باشگاه به حساب می‌آید (با وجود اینکه شاید همچنان تاثیرگذارترین باشد)، اما در تیم ملی تک تک بازیکنان پرتغال، از هم‌نسلی‌های خودش از جمله نانی و ریکاردو کوارشما و ژائو موتینیو، گرفته تا جوانان نسلِ جدید، از جمله برناردو سیلوا، آندره سیلوا و رافائل گوئررو، همه و همه برای کاپیتانشان بازی می‌کنند. انگار رونالدو در رئال روی اوربیسون است که با گروه ترولینگ ویلبریز روی  صحنه می‌رود و در تیم ملی به تنهایی و با پشتیبانی چند نوازنده‌یِ استودیویی.

کریستیانو و الکسیس هر دو سفرشان را از شرایطی مشابه شروع کردند و برای رسیدن به جایگاه امروزشان چالش‌های زیادی را پشت سر گذاشته‌اند و حالا هر دو رهبران تیم‌های ملی‌شان هستند، رهبرانی البته با دو سبک متفاوت.