Jul. 28, 2017 - جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۶

 

عنوان مقاله: دود و دمی‌ها

نویسنده: ابراهیم افشار

تاریخ: ۱۳۹۶/۰۴/۲۰

دود و دمی‌ها

1- از روزی که باشگاه پرسپولیس به بازیکنان‌ سیگاری و “کاباره‌باز”ش توپید، تا روزی که فدراسیون فوتبال، کُت بازیکنان وافوری را روی سرشان کشید، فقط یکی- دو ماه فاصله بود. برای توصیف آن روزها که دود و دمی‌ها در فوتبال جولان می‌دادند باید به چهار دهه پیش برگردیم که آش آنقدر شور شد که خان هم فهمید و تصمیم به برخورد سخت گرفت. اما این سکانس اول یا نیم‌سکانس آخر فیلم سینمایی “دود و دمی‌ها” در فوتبال ایران نبود. آنها قدمتی دور و دراز داشتند و تا این دوران، کلی تلفات داده بودند؛ تلفاتی که تا امروز هم ادامه داشته و گهگاهی می‌توان در حاشیه‌های زرد‌ رسانه‌های ورزشی، شمایلی از روزگار تباه‌شده دود و دمی‌های صنعتی- سنتی را دید و به تأسف سری نیز تکان داد.

داستان اما از دهه ۵۰ به مرز هشدار رسید و چنان روُ شد که حتی سردمداران فدراسیون فوتبال و باشگاه پرسپولیس را به این صرافت انداخت که برای پیشگیری و بازدارندگی، اطلاعیه‌های سفت و سختی منتشر کنند. این یک داستان ازلی- ابدی بود که از روز نخست راه‌اندازی فوتبال‌ در ایران، تحت لوای “جاودانگی جسمانی” قهرمانان، رنگ از رخسار آنها ربود و صدالبته همزمان با صنعتی‌شدن جامعه و مدرنیزاسیونش، دود و دم‌ها نیز شکل عوض کردند. به عبارتی دیگر چنین می‌توان گفت که از همان اولین نسل ستاره‌های فوتبالفارسی که چیزی از فیزیولوژی و آناتومی و انرژی‌زایی و خودویرانگری‌های مزمن آن نمی‌دانستند، درگیر این داستان بودند، اما بدن‌های پولادینشان در سایه خورد و خوراک خوب، هوای خوب و زندگی طبیعی خوب، چنان ساخته و پرداخته بود که عین پولاد در میدان، جیرینگ جیرینگ صدا می‌داد و نوعی بی‌مرگی و جاودانگی را باور داشت. نسلی که تبلیغات بازی‌های موعودش را در گعده‌های خودمانی و قهوه‌خانه‌نشینی‌ها، دهن به دهن می‌چرخاند تا به گوش همگان برسد و رسم ازلی‌اش این بود که هر تیم شکست‌خورده‌ای باید در پایان مسابقه، سندی شش‌دانگ گواهی بر باخت خود امضا کند که مو هم لای درزش نرود. گاه خفّت این سند دست‌نویس که معتمدان محل نیز تأییدش می کردند، چنان زیاد بود که بین دو تیم جنگ‌های محله‌ای رخ می‌داد. هنوز میمیکِ صورت آن قهرمان دلاور نسل اولی یادم هست که در تعریف اولین مسابقات برون‌مرزی تیم ملی ایران، این خاطره تلخ را بر زبان آورد که وقتی بچه‌ها در رختکن، حبّه‌ای تهِ دهانش انداخته بودند که نیروزایی‌اش کاری کند که تبدیل به گاو وحشی در میدان شود، به اقرار خودش چنان گیج- گیجی رفته بود که تعویض شده و سر از “خسته‌خانه” درآورده بود. طنزگونگی این “دوپینگ‌های معکوس” در میان نسل‌های بعدی هم رواج داشت. شاید خودم با چشمانم دیده‌ام که بچه‌تخس‌های تیم ملی دهه شصت، در کاسه سوپ فلان هافبک خوش‌استایل و کنجکاوشان، حَبّ شیره انداخته‌اند که جنگندگی‌اش را زیاد کند و پسرک تبدیل به کلاغ بیچاره‌ای در میدان شده بود که راه‌رفتن خودش هم از یادش رفته بود. شاید آن لحظه فقط باید چشم‌های مربی‌اش را نگاه می‌کردی که مونالیزای بدبختی بود و تمام امیدش به توپ پخش‌کن تیمش، به طرفه‌العینی دود شد؛ وقتی که دید چشمان ستاره خط میانی‌اش قیلی- ویلی می‌رود و تِلوتِلو می‌خورد. این‌جور وقت‌ها جز یک تعویض زودهنگام، از دست یک مربی بیچاره -که بازیکنانش اژدها را درس می دهند- چه چاره‌ای برمی‌آید ؟ من دیدم که آمد بین دونیمه در رختکن بالا آورد و بچه‌تخس‌ها را چپ‌چپ نگاه کرد؛ اما همان بچه‌تخس‌ها در سایه همان حَب‌های نیروزا، داشتند در میدان پدر حریف را درمی‌آوردند و هرچه می‌دویدند، خسته نمی‌شدند.

داستان دود و دمی‌ها یک داستان ازلی و ابدی‌ست که اکنون دیگر سال‌هاست در پیچیدگی‌های پروسه “دوپ”، بازتعریف می‌شود. اما این دود و دم‌بازی ستاره‌ها فقط در منقل و وافور خلاصه نمی‌شد، بلکه ازدیاد سیگاری‌ها در میان ورزشکاران نخبه نیز بخشی دیگر از داستان بود. شاید داستان مربوط به درخشان‌ترین دوره فوتبال ایران -که برای اولین بار به جام جهانی هم صعود کرد- هنوز در تاریخ شفاهی ما جزو خاطره‌ها باشد؛ روزهایی که کاپیتان سبیلوی تیم ملی در اردو سیگار، فس- دود می‌کرد و حشمت‌خان برای اینکه روی بازیکنان به روی خودش باز نشود، دستیارش را فرستاد به اتاق او که بگوید نکِش، یا اگر هم می‌کشی، در انظار عمومی نکش، یا اگر آنجا هم می‌کشی حداقلش تو اتاقت بکَپ و بکش!

۲- اما اولین بار که جیغ نشریات ورزشی از دود و دمی‌بودن ستاره‌های ورزش به آسمان رفت، اواخر سال ۱۳۵۳ بود که نشریه کیهان ورزشی طی مقالاتی تند، از این کج‌رَوی پرده برداشت. نویسنده کیهان ورزشی در شماره ۳۰ فرودین ۱۳۵۲، خود از “اخطار شدید فدراسیون فوتبال به وافوری‌های فوتبال ایران” خبر داد. عین خبر از این قرار است: «به دنبال دو مقاله‌ای که راجع به معتادشدن بعضی ورزشکاران رشته‌های فوتبال، کشتی و وزنه‌برداری در دو شماره گذشته نوشتیم، فدراسیون فوتبال ایران پیش‌قدم شده و به قرار اطلاعی که به دست آورده‌ایم، کلیّه بازیکنان معتاد را شناخته، و به نامبردگان شدیداً اخطار کرده است در صورتی که دست از عمل زشت خود برندارند، آنها را از شرکت در کلیه مسابقات داخلی و خارجی محروم می‌کند و نامشان را ضمن اعلامیه‌ای منتشر خواهد کرد. فدراسیون فوتبال یک ماه به نامبردگان مهلت داده است که گزارش پزشک مبنی بر ترک اعتیادشان را به طور محرمانه به دبیر فدراسیون تسلیم دارند و از آن پس نیز تا مدت شش‌ماه -هر ۱۵روز یک‌بار- این معاینه را تکرار کنند. یک مقام فدراسیون فوتبال ضمن تشکر از فتح بابی که توسط کیهان ورزشی صورت گرفته است، گفت فدراسیون فوتبال این عمل را یک نوع دوپینگ تلقی می‌کند و برای آنکه ترک‌کنندگان یک‌بار دیگر به این بلای خانمان‌سوز روُ نکنند و همچنین برای اینکه احتمالاً فوتبالیست‌های دیگر، گِرد این عمل زشت نگردند، به خود حق خواهد داد که در پایان هر مسابقه از جام تخت جمشید، به حکم قرعه دو بازیکن هر تیم را مورد آزمایش قرار دهد».

این در حالی بود که هم‌زمان با انتشار مقاله‌های هشداردهنده کیهان ورزشی، برخی باشگاه‌های معروف پایتخت -از جمله پرسپولیس- نیز به این صرافت افتاده بودند که در قراردادهای رسمی بازیکنان خود، تبصره‌های بازدارنده‌ای را به امضا برسانند تا بازیکنانشان از دود و دم دوری کنند. نشریه کیهان ورزشی در تاریخ ۵ بهمن ۱۳۵۳ خود، طی گزارشی پرده از برخی متون قراردادهای داخلی بازیکنان باشگاه پرسپولیس درباره دود و دم برداشت. در این گزارش آمده بود که: «هفته گذشته باشگاه پرسپولیس با بازیکنان خود قرارداد تازه‌ای امضا کرد که این قرارداد از پاره‌ای جهات، بسیار تازگی دارد. در متن قرارداد مربوط به مقرارت باشگاه پرسپولیس آمده است که استعمال دخانیات در رختکن و محوطه میدان‌های ورزشی، اکیداً برای بازیکنان این تیم ممنوع است و به بازیکنان تیم اخطار داده شده است چنانچه ۴۸ ساعت قبل از مسابقه، اقدام به شب زنده‌داری و شرکت در مجالس رقص، مهمانی‌های خصوصی و رفتن به کاباره‌ها کنند، از حضور در مسابقه‌ها محروم خواهند شد. در نتیجه از مزایای مربوط در قراردادشان سهمی نخواهند برد».آی اسپورت