Jul. 28, 2017 - جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۶

 
یاد و خاطره

 

پرویز دهداری کاپیتان ومربی اسبق تیمهای ملی وپرسپولیس

 استاد  پرویز دهداری در فوتبال ایران به معلم اخلاق شهره شده و این چه واژه صحیحی در وصف این بزرگمرد فوتبال ایران است مانای فوتبال ایران و  نقشش  بسیار فراتر از معلم اخلاق بود ویژگیهایش براستی درد همه نسلهاست همان چیزی که پس از او در فوتبال ایران نایاب شد احترام به ذات فوتبال و توجه به فوتبال پاک و آماتوری شعار همیشگی استاد بود که با جواهری بنام اخلاق آذین میگشت چقدر جای او و تفکراتش در فوتبال بی پشتوانه ایران خالیست .

  روز اول فروردین سال 1311 در حالیکه نوای ساز و سرنا فضای شهر گل و بلبل (شیراز ) را پر کرده بود فرزندی در یکی از شهرستانهای شیراز ( مرودشت ) همانجایی که فاصله کوتاهی تا بنای شکوهمند تخت جمشید ندارد بدنیا آمد اما تنها دو سه ماه بیشتر خانواده در شیراز نمی مانند چرا که ماوای اصلی پدر و مادر آبادان بود و بقول خود استاد از وقتیکه چشم گشوده آبادان را دیده بنابراین او را باید بیشتر آبادانی نامید پا به عرصه زندگی میگذارد که در آینده تبدیل به یکی از بزرگترین ها و تاثیر گذار ترین مردان فوتبال ایران میشود استاد پرویز دهداری و البته صحیحتر پرویز دهداریان

 

  دهداری دوران کودکی را همانند هر آبادانی پا بتوپ بزرگ میشود بسبب همزمانی کودکی او با جنگ جهانی دوم  با کمی تاخیر و از 8 سالگی به دبستان میرود سرنوشتی که آنروزهای سخت برای همه کودکان ایرانی اجتناب ناپذیر بود پدر او را در دبستان رازی آبادان ثبت نام میکند تا  از همان سالهای اولیه یکی از یاران ثابت تیم مدرسه شود

  آنگاه دبیرستان ابن سینا را برای ادامه تحصیل انتخاب میکند و در سالهایی مابین 23 تا 1324 بچه های این دبیرستان  تیمی را بنا مینهند بنام روئین تن , که سالهای بعد ( جم ) نام میگیرد جم برای فوتبالدوستان آبادان نامی است فراموش نشدنی چرا که این تیم سالها بعد تا کسب قهرمانی ایران نیز پیش میرود و این جور اتفاقها تنها در اتمسفر فوتبالی آبادان شدنی است اما تا آن دوره استاد مراحل و دشواریهای بسیاری را طی میکند .

  مدتی بعد برای عضویت در تیم منتخب مدارس آبادان انتخاب میگردد  اولین حضورش  در پائیز 1325 برابر منتخب مدارس خرمشهر در زمین خاکی ( بو آرده ) است مسابقه ای میان مدارس که با نتیجه تساوی بدون گل به پایان میگیرد اما فوتبال جدی از سال 1326 و با پیوستن به جم وارد زندگی پرویز دهداری میشود او که آنروز ها سال اول دبیرستان را میگذراند به جم میپیوندد تا بقول خودش از همان جا فوتبالش شکل گیرد  همان سال 1326 و همزمان با عضویت در تیم جم , او و بچه های مدرسه رازی تیم آزاد را تشکیل میدهند تا در آنجا نیز بازی کند ولی با تعطیلی موقت جم به دلیل درگیریهای بازیکنانش با مشاغل اداری حضور استاد در تیم آزاد پر رنگ تر میگردد

 

 اواخر سال 1331 مسابقات قهرمانی باشگاههای آبادان با حضور 6 تیم بطور دوره ای برگزار میشود تا در پایان تیم جم پس از تیم قدرتمند کارگر به عنوان نائب قهرمان مسابقات شناخته گردد از نفراتی که در آن سال در تیم جم حاضر بودند بجز استاد پرویز دهداری و برادرش دیدار دهداری این نفرات را میتوان نام برد برادران صامت ( خسرو و منوچهر ) - بهرام عابدیان - محمد علی حسینیان - حسنعلی خوشنام - حسن باستانی - عبدالرحیم رحمدل - بهرامی و .....

 

 از این جمع پرویز دهداری و بهرام عابدیان جوانهای تیم بهمراه  دیدار دهداری به  تیم منتخب آبادان دعوت میشوند تا در فروردین سال بعد ( 1332 ) برابر تیم شاهین تهران را که بهترینهای ایران را در خدمت داشت دیداری دوستانه برگزار کنند در این دیدار تیم منتخب آبادان موفق میشود شاهین تهران را با همه بزرگانش بجز یکی و دو نفر  در استادیوم مملو از جمعیت آبادان با نتیجه عجیب 5 بر 2 شکست دهند .

   دهداری در صف مهاجمان منتخب آبادان موفق به ثبت یک هتریک رویایی میشود و دو گل دیگر آبادان را نصرت فتحی مهاجم دیگر این تیم بثمر رساند دیداری که چشمهای مسئولان شاهین و بویژه دکتر عباس اکرامی را بسوی این استعداد شگرف و ناب خیره کرد تا در سالهای بعد سبب انتقال او به تهران و در نهایت  عضویت در شاهین تهران بیانجامد .

 

  پس از سفر شاهین تهران در فروردین 1332 که به نزدیکی و شناخت دهداری از تفکرات حاکم بر شاهین و مکتبش انجامید با دعوت باشگاه شاهین به تهران سفر میکند و پس از دو ماه حضور در تمرینات این تیم قرابت و نزدیکی بسیاری مابین اندیشه های خویش و فلسفه بنیادین شاهین می یابد بگونه ای که پیشنهاد یکی از باشگاههای رقیب شاهین را با صراحت رد میکند و از آبان 1333 پرویز دهداری عملا یک شاهینی محسوب میشود اما با توجه به عدم وجود قوانین جهت محدود کردن عضویت بازیکنان در یک تیم او عملا در هر دو تیم شاهین تهران و جم آبادان حضوری توامان داشت .

 

 اولین حضور دهداری در قالب تیم ملی به مسابقه تیم ملی ایران و ترکیه در سال 1334 بر میگردد او توسط مربی موقت تیم ملی برای انجام دو دیدار دعوت میشود که بازی اول را تیم ملی ایران 2 بر 1 واگذار میکند ( همان تنها دیداری که در غیاب امیر مسعود برومند که به لبنان رفته بود امیر عراقی بازوبند کاپیتانی ایران را بر دست می بندد ) اما تیم ایران در دیدار دوم این شکست را با همان نتیجه 2 بر 1 تلافی میکند آنروزها استاد در ابتدای راه بود و چندان نقش تعیین کننده ای در تیم ملی ایران نداشت .

 

 با پیوستنش به جمع شاهینی ها به پیشنهاد دکتر عباس اکرامی جم به خانواده شاهین میپیوندد پس از چندی در سال 1336 جم تغییر نام میدهد تا از این پس بنام شاهین آبادان فعالیت های خود را ادامه دهد این تغییر نام باعث همکاری و یگانگی بیشتر میان این دو تیم محبوب میشود از آن پس هرگاه که شاهین تهران دیداری حساس و سنگین داشت از این همنامی سود میبرد ستارگانی همچون پورجانکی - حمید برمکی و خود استاد بارها و بارها تیم شاهین تهران در دیدارهای دوستانه و جامهای حذفی همراهی کردند ( البته استاد زمانی که در تهران هم بود با تیم آبادانی ارتباط داشت ) اما اگثرا استاد مورد نقد قرار میگرفت که چه سودی از این همکاری و حضور چهره های نخبه فوتبال نصیب فوتبال آبادان میشود اما پس از مدتی اندک منقدان استاد جواب خود را گرفتند چرا که این رابطه در نهایت برای اولین بار پای ستارگان تیمهای جنوبی به جمع ملیپوشان ایران باز میکند  چرا که تا قبل از آن تیم ملی دربست در انحصار تیمهای پایتخت نشین بود اما با ورود پرویز دهداری به فوتبال تهران و درخشش او و سایر بازیکنان کار به جایی رسید که تیم ملی بدون حضور ستاره های جنوبی براستی چیزی را کم داشت .

 

  اولین قهرمانی پایتخت

سال 1337 برای شاهین و هوادارانش یک سال فراموش نشدنی بود چرا که این تیم در این فصل توانست بر حریفان خود دارایی و تاج غلبه کند و در نهایت با قاطعیت قهرمان جام باشگاههای  تهران شود این اولین افتخار استاد پرویز دهداری با پیراهن شاهین محسوب میشد او در 25 سالگی به چنان پختگی رسیده بود که بتواند در میان ستارگان ملیپوش و صاحب نام شاهین برای خود جای ثابتی را دست و پا کند استاد همیشه از آن قهرمانی به نیکی یاد میکند ترکیب چهارنفره خط حمله شاهین برهبری کاپیتان مسعود برومند بسیار هماهنگ عمل میکند پرویز دهداری در این دوره از مسابقات موفق به ثبت چهار گل برابر حریفان شاهین میشود تا او نیز سهمی در این قهرمانی داشته باشد

 

پرویز دهداری از 1338 رسما کاپیتان شاهین میشود روند رو به رشد او باعث حضور ثابت او در زمره ملیپوشان ایران نیز شد بگونه ای که حتی یکسال بعد در تیم ملی نیز وظیفه کاپیتانی تیم به او سپرده میشود چرا که پس از مسابقات آسیایی 1958 توکیو امیر مسعود برومند در 31 سالگی از فوتبال ملی کناره گیری میکند و بهمراه او نیز جمع کثیری از بزرگان فوتبال ایران با تیم ملی خداحافظی میکنند

  تیم ایران در بازیهای آسیایی توکیو حضوری ناموفق داشت 7 سال عدم برگزاری دیدار رسمی چنان پایه های تیم ملی را سست کرده بود که در همان مراحل اولیه با یک شکست فاحش برابر تیم جوان و سراپا انگیزه کره جنوبی تسلیم شد گروهی از آن شکست با لفظ بدترین شکست تاریخ فوتبال ملی ایران یاد میکنند اما همان شکست تلخ فوتبال خواب رفته ایران را بیدار کرد تا گروهی جوان با انگیزه را جانشین ستارگان ممتاز اما مسن ایران کند بدین سان بود که تیم ملی ایران برای مسابقات مقدماتی المپیک 1964 با ترکیبی بسیار متفاوت تر از بازیهای 1958 پای به عرصه مسابقات مقدماتی میگذارد و کاپیتانی این تیم را نیز استاد پرویز دهداری بر عهده دارد

 

 قهرمانی جام حذفی تهران ( 1342 )

 سال 1342 دوره ای  مهم در زندگی این اسطوره فوتبال ایران محسوب میشود این سال را بواقع باید سال المپیک برای فوتبال ایران نامید اما پیش درآمد آن یک قهرمانی دیگر برای استاد و شاهین بود جام حذفی تهران چیزی بود که جایش در ویترین افتخارات پرویز دهداری بشدت حس میشد خط حمله آتشین مزاج شاهین یک به یک حریفان را از دور خارج میکرد روز پایانی نیز شاهین تیم شگفتی ساز شهربانی را پیشرو داشت چرا که شهربانی در این سال عقاب و چند تیم بزرگ را از گردونه مسابقات حذف کرده بود و امید داشت شاهین را هم به چنین سرنوشتی دچار کند

 

 

  اما شهربانی در این دیدارعلیرغم شایستگی کاری از پیش نبرد تا با دو گل مغلوب شود ثانیه های پایانی فضای امجدیه به حد انفجار رسیده بود چرا که پس سوت داور به معنای پایان دیدار هواداران شاهین ورزشگاه امجدیه را ترک نمیکردند شعار شاهین قهرمان و بچه ها متشکریم یک لحظه قطع نمیشد گروهی از تماشاگران از آبادان به تهران آمده بودند تا در این جشن سهیم باشند عده ای  نیز در خارج از استادیوم منتظر بودند چرا که بر اثر شدت استقبال و کمبود گنجایش ورزشگاه راهی بدرون نیافته بودند

 پس از اهدا جام قهرمانی هواداران شاهین که از خود بیخود شده بودند سر انجام ستارگان خود را یک به یک بر دوش گرفته شادی کنان آنها را تا بیرون امجدیه بر دوش گرفتند طبق معمول کاپیتان پرویز دهداری پیشاپیش سایرین در حالیکه جام قهرمانی را بر دست داشت از استادیوم خارج شد خود استاد در این رابطه میگوید:

  .......آن روز خاطره انگیز ممکن نیست از خاطرم برود آنروز نقطه اوج همبستگی شاهین و مردم کوچه خیابان بود مردمی که با چشمانی خیس از شوق شادی همه مشکلات زندگی خود را با قهرمانی شاهین بفراموشی سپردند چیزی در اختیار ما نبود گویی سوار بر موج حرکت میکردیم چشمانم باور نمیکرد این همه علاقه و عشق خالصانه را یک لحظه برگشتم پشتم را بینم چشمم دیگر بچه ها را دید که انها هم بر دوش هواداران شرایطی چون من دارند آنروز بچه ها نبودند که بر دوش مردم قرارداشتند بلکه شاهین بزرگ بود که بال گشوده بود و در آسمان پرواز مینمود

                                                                                                                                                   

جشن پایکوبی هواداران شاهین تا پاسی از شب در خیابانهای اطراف ادامه می یابد در آن سال اصغر شرفی ستاره سالهای بعد باشگاه پاس نیز در جمع یاران شاهین قرار داشت شاهین در آن مسابقات از چند ستاره تیم شاهین آبادان نیز سود میبرد حمید برمکی - پور جانکی و ... نفراتی بودند که شاهین را همراهی میکردند قهرمانی شاهین چند ماه بعد سبب ساز درخشش تیم ملی ایران در راه صعود به المپیک میشود چرا که مربی تیم ملی فکری استخوان بندی تیم را بر اساس ستارگان جوان شاهین و کاپیتان با تجربه آنها پرویز دهداری انتخاب میکند

 

 

 مقدماتی المپیک 1964 توکیو

 مسابقات مقدماتی المپیک توکیو از سال 1342 در منطقه آسیا آغاز شد سهمیه آسیا در این مسابقات سه تیم بود که ژاپن بعنوان میزبان یکی از سهمیه ها را پیش شاپیش صاحب شده بود بنابر این مقرر شد یک تیم از شرق آسیا و یک تیم از غرب آسیا انتخاب گردند ایران به همرا پنج تیم دیگر در گروه غرب آسیا انتخاب گردید این پنج تیم عبارت بودند از هندوستان - پاکستان - عراق - لبنان و سریلانکا بدون تعارف با وجود تیمهای هندوستان و پاکستان که از قطبهای فوتبال آنروزهای آسیا محسوب میشدند و همچنین نتیجه نامید کننده گروه ایران در بازیهای آسیایی دوره پیش چندان امیدی به صعود تیم ملی ایران نبود برنامه بازیها بگونه ای بود که ایران باید ابتدا با پاکستان مصاف میداد و در صورت برتری در دو بازی رفت و برگشت میبایست به دیدار عراق رود برنده آن دو دیدار نیز باید با تیم اول گروه دیگر که هندوستان بود برای کسب سهمیه نبرد نماید

   مسابقات از روز جمعه 12 مهر 1342 در استادیوم امجدیه کلید خورده تا پرویز دهداری و یارانش در ابتدای راه سخت صعود به المپیک قرار گیرند تا آنروز ایران هرگز برای صعود به المپیک اقدام نکرده بود و در واقع این اولین تلاشهای ایران برای جهانی شدن بود

  پرویز دهداری سرگروه تیم ایران چیزی حدود 20 دقیقه زودتر از شروع مسابقه پیشاپیش یاران خود پای بمیدان میگذارد استادیوم امجدیه لبریز از تماشاگر است که نام ایران را فریاد میکشد از سوی دیگر پارچه ای بزرگ با نقش پرچم پاکستان تهیه شده تا مردان ایران برسم میمان نوازی با پرچم حریف خود دور افتخار بزنند از تیمی که کاپیتانش پرویز دهداری ( معلم اخلاق باشد غیر از این نیز توقع نمیرود ) رسمی پسندیده که حتی در کشورهای پیشرفته نیز اجرا نمیشد و در ایران هم نیز به فراموشی سپرده شد

  ( بنابر اظهار نظری پرویز دهداری و چند تن دیگر از بزرگترهای تیم همانند محمد رنجبر آن را پیشنهاد کرده بودند )

 در میان هیاهوی نزدیک به 20 هزار نفر یاران ایران با پرچم پاکستان دور افتخار زدند که بسیار مورد توجه مسئولان عالی رتبه فدراسیون فوتبال آسیا و مقامات عالی رتبه پاکستان قرار گرفت بگونهای که چندماه بعد از سوی فدراسیون جهانی از ایران تقدیر میشود.

 

  اما دقایقی پس از شروع بازی تیم پاکستان دروازه ایران را میگشاید این گل بقدری دردناک بود که تماشاگران حاضر را به سکوتی سنگین فرو میبرد حتی خوشبین ترین افراد نیز چنان که از روند بازی مشهود بود امید چندانی به برگشتن ایران به بازی نداشتند

  اما بچه های ایران ظرف پنجاه دقیقه 4 بار دروازه حریف قدر خود را گلباران میکنند تا استادیوم امجدیه در آن بعد از ظهر رویایی غرق شادمانی شود همایون بهزادی 2 گل - محراب شاهرخی و حمید شیرزادگان هر کدام یک گل زدند تا یاران دهداری قدم اول را محکم و قاطعانه بردارند در این دیدار کاپیتان دهداری سازنده یکی از گلهای تیم ایران بود اما بزرگترین عملکرد او در این دیدار ریکاوری روحی بچه های ایران پس از گلزنی حریف بود دو تن از یاران تیم ایران پس از این دیدار به این نکته اشاره کردند

  

  آبان ماه همان سال ایران به پاکستان میرود تا بازی برگشت خود را برگزار کند پاکستانیها تدارک وسیعی برای این دیدار دیدند و با بسیج کردن تماشاگران خود از سراسر پاکستان استادیوم خود را پس از مدتها پر کردند مربی آنها چند روز قبل از آغاز دیدار در یک مصاحبه گفت :

  .......خاطره بازی ایران - کره جنوبی در بازیهای آسیایی 1958 را تکرار میکنیم و معتقد بود تیمش در بازی رفت غافلگیر شده و ....

    یاران ایران بازهم پشت سر کاپیتان خود بمیدان می یایند مسئولان پاکستان نیز به رسم مهمان نوازی از تیم ایران با  گردن آویز هایی که با گلهای زیبا مزین شده بود تقدیر کردند فشار پاکستان که غالبا با 5 مهاجم حمله میکردند لحظات سختی را برای تیم ایران آفرید اما بچه های ایران با رهبری محمد رنجبر در خط دفاع و هنرنمایی های عزیز اصلی تنها با یک گل بازی را واگذار میکند تا در مجموع دو دیدار از سد پاکستان گذر کند

 

  حال تیم ایران در مرحله بعدی به دیدار عراق میرود 22 آذر 1342 استادیوم امجدیه میزبان دیدار ایران و عراق بود نکته جالب در این دیدار حضور داور هندی با عینکی بر چشم بود بچه های ایران در این بازی یکی از زیباترین بازیهای خود را بنمایش میگذراند تیم عراق که تیمی مبتنی بر قدرت بدنی بود برابر یاران سریع ایران بویژه حمید شیرزادگان خرد میشود هتریک شیری بهمراه تک گل مصطفی عرب مدافع راست ایران باخت 4 بر صفر عراق را شهادت میدهند

  در این دیدار نیز کاپیتان دهداری روی دو گل تاثیر گذار بود سپس ایران باید یکماه بعد راهی عراق شود تا دیدار برگشت و دشوار خود را در ورزشگاه الکشافه برگزار کند این دیدار که در حضورتشویقهای بی امان بیش از 20 هزار هوادار  عراقی برگزار میشود به آخرین دیدار ملی استاد نیز تبدیل میگردد این دیدار نیز با نتیجه بدون گل به پایان رسید تا ایران به عنوان تیم اول این گروه به دیدار هندی برود که در گروه دیگر قهرمان شده بود پیروز دو دیدار رفت و برگشت جواز حضور در المپیک توکیو را کسب میکرد هند بر خلاف ایران سابقه 4 بار حضور در المپیک را داشت و خود را بسیار شایسته تر از ایران میدانست بویژه آنکه کاپیتان ایران قادر به همراهی تیم خود در این دیدار فینال گونه نبود

  هر چند ایران از میدان عراق سرفراز به ایران برگشت اما استاد در این دیدار دچار مصدومیتی شدید میشود این مصدومیت چنان  بود که او دیگر نمیتوانست تیم را برابر هند یاری کند  از این پس محمد رنجبر مسئول رهبری تیم در میدان را بر عهده میگیرد بچه های ایران اما در دو بازی رفت و برگشت گل میکارند و حریف را در هر دو دیدار رفت و بر گشت شکست میدهند تا ایران برای اولین بار مجوز حضور در یک میدان جهانی را کسب کند

 دیدار در عراق بیست و نهمین بازی ملی پرویز دهداری محسوب میشد که در دوران خود یک رکورد قابل ملاحظه بود شاید اگر تیم ایران آن 7 سال را در بیخبری سپری نمیکرد رقم بازیهای رسمی دهداری نیز بیش از این تعداد میشد

 مصدومیت استاد چیزی قریب به یکسال طول میکشد و پس از آن هم تنها یکفصل قادر به همراهی تیم باشگاهی خود میشود هر چند در همان فصل نیز او قهرمانی تهران را با شاهین جشن میگیرد تا یک خداحافظی شکوهمند را در کارنامه خود را ثبت کند

 

 شاهین و قهرمانی دیگر در باشگاههای تهران ( 1344 )

 این قهرمانی یکی از با شکوه ترین خاطرات شاهین و هوادارانش محسوب میشود چرا که در آنروزها شاهین به اوج محبوبیت خود رسیده بود و پیوستن و جا افتادن جوانانی با استعداد طراواتی دو چندان به بازیهای این تیم بخشیده بود نقش پرویز دهداری در هفته سوم بیشتر نمود پیدا کرد همان جایی که دوباره مشکلات چیزی نمانده بود کمر شاهین را بشکند

  مسابقات را شاهین با اقتدار شروع کرد آتش بازی همایون بهزادی و حمید شیرزادگان در کنار حضور موثر گنجاپور و دهداری شکستی سنگین 4 بر صفر را بر تیم مدعی پاس تحمیل میکند اما در دیدار دوم در نهایت شگفتی در یک غافلگیری با نتیجه 4 بر یک مغلوب یکی از رقبای سنتی خود ( دارایی ) میشود شکستی که حتی در تمرین دو روز بعد از مسابقه آثارش در چهره شاهینی ها مشهود بود

  اختلاف میان دو ستاره تیم چیزی نمانده بود به جاهای باریک بکشد که نفوذ دهداری و صحبتهایش آرامش را به تیم بر میکرداند اما تیم دارایی که یک نتیجه رویایی مقابل شاهین بدست آورده بود خود مغلوب پاس میشود تا توازن در امتیازات میان سه تیم شاهین - پاس و دارایی حفظ شود تساوی پاس با عقاب و پیروزی دو تیم شاهین و دارایی برابر حریفان پاس را عقب انداخت سپس هفته بعد تاج که در این فصل چندان درخشان بازی نمیکرد موفق به شکست دارایی رقیب اصلی شاهین میشود در همان هفته شاهین در دیداری تماشایی با نتیجه 3 بر 2 بر عقاب غلبه میکند تا ظرف 7 هفته مسابقات فاصله امتیازات شاهین با نزدیکترین رقیبش به عدد 4 رسد حال تنها امید رقبا برای متوقف شدن شاهین دیدار حیثیتی این تیم با تاج بود اما شاهینی ها در دیدار نزدیک با نتیجه 2 بر 1 بر تاج غلبه میکنند تا دو هفته مانده به پایان تا حدود زیادی خیال هوادارانش را از بابت قهرمانی آسوده کرده باشد .

 

 

 دو پیروزی برابر شعاع و تهرانجوان در روزهای آخر قهرمانی باشگاههای تهران را برای شاهین و کاپیتان دهداری به ارمغان می آورد با این قهرمانی پرونده دوران بازیگری استاد در فوتبال ایران بسته میشود او در آنروزها تازه پا به 32 سالگی گذارده بود و اگر دچار مصدومیت نبود حداقل تا دو سال دیگر قادر بود برای شاهین بازی کند

 

 

 

  پرویز دهداری در طی دوازده سال حضور در ترکیب شاهین ( 44 - 1333 ) در 139 بازی شاهین را همراهی میکند که ماحصل آن سه عنوان قهرمانی در سطح تهران میباشد ( 2 بار جام باشگاهها و یک بار جام حذفی ) در این دوازده سال سه سال مسابقات انجام نشد و یکسال هم استاد با مصدومیت دست بگریبان بود اگر عنوان قهرمانی ایران با جم آبادان در سال 1339 را نیز به جمع قهرمانیهای استاد اضافه کنیم مجموع 4 قهرمانی در طی 8 سال بدست می آید که تقریبا هر دو سال یک عنوان قهرمانی یک آمار درخشان در کارنامه بازیگری استاد بحساب می آید

 

 اولین مربی تاریخ باشگاه پرسپولیس

   روز های پایانی سال 46 ستارگان شاهین که با بسته شدن باشگاهشان عملا فعالیت ورزشی نداشتند تصمیم به حضوری هماهنگ در یکی از تیمهای باشگاهی تهران میگیرند تا جمع آنها همچنان استوار بماند ابتدا پاس پیشنهاد میشود اما در نهایت به تیمی کمنام بنام پرسپولیس میپیوندند این تیم در دسته پائینتر فعالیت داشت اما از آنجا اعلام شد تیمها همه باید در مسابقات انتخابی شرکت کنند دیگر تفاوتی میان تیمهای دسته اول و دسته سوم وجود نداشت و پرسپولیس هم باید همانند سایرین در مسابقات انتخابی شرکت میکرد

 

  رهبری گروه پرسپولیس که فعالیتش عملا از زمستان 46 آغاز شده بود نیز به دهداری مربی سابق شاهین سپرده شد  عمر این فعالیت در زندگی استاد چندان به طول نمی انجامد اما در همین زمان کوتاه استاد یک قهرمانی بدست می آورد مسابقات انتخابی برای شناسایی نماینده ایران برای حضور در جام باشگاههای آسیا با حضور قدرتهای اول فوتبال پایتخت با قهرمانی پرسپولیس به پایان میرسد تا سرخپوشان و استاد راهی مسابقات قهرمانی در شرق دور شوند ولی بقدری تیم ناشیانه اعزام میشود که عملا شانسی برای موفقیت در مسابقات ندارد پس از بازگشت از مسابقات استاد همکاریش را با پرسپولیس پایان میبخشد او فعالیت در کنار جوانان گارد را بحضور در پرسپولیس ترجیح میدهد علیرغم علاقه تیم به او  تفاوتهای بنیادین با مسئولین باشگاه پرسپولیس مانع ادامه فعالیت او میشود تااوراهی تیم گاردشود.

 

گارد جام باشگاههای تهران 1351

 سال 1351 گارد و دهداری زیباترین بازیهای خود را بنمایش گذاشتند بقدری فوتبال گارد روان و زیبا اجرا میشد که اندک اندک صاحب تماشاگر ثابت در مسابقات خود شدند بطوریکه دیدارهای این تیم بعد از قرمز و آبی پایتخت بیشترین استقبال کننده را داشت  مسابقات این دوره علاوه بر رقابت در سطح باشگاهها ی تهران یک اهمیت دیگر نیز داشت چرا که 4 تیم اول این دوره جواز حضور در مسابقات جام تخت جمشید که سال بعد آغاز میگشت را کسب میکردند

  دیدار برابر تاج که به تساوی 2 بر 2 انجامید یکی از زیباترین مسابقات اینفصل بشمار میرفت گاردیها تاج قهرمان این دوره را با دو گل در کابوس شکست فرو برده بودند اما کم تجربگی برابر مهره های با تجربه تاج موجب تساوی در این دیدار شد در پایان این دوره گارد همپای پاس در مکان سوم بود و تنها بدلیل تفاضل گل بهتر پاس گارد در جایگاه چهارم قرار گرفت رتبه ای که جواز ورود آنان به جام اول تخت جمشید محسوب میشد و چه با ارزش بود چرا که تیمهایی همانند آرارات - عقاب - بانک ملی و راه آهن نتوانستند این مجوز را کسب کنند

 

 

 گاردیها غالبا بازیهای پر گل را ارائه میدادند خط حمله این تیم با 27 گل زده در کنار تاج ( تیم قهرمان ) بهترین خط حمله این دوره از مسابقات بود حبیب علیزاده با 7 گل بهترین گلزن کارد  در کنار داوود میر طوسی با 6 گل و علیرضا خورشیدی 5 گل خط آتش فعال مسابقات را تشکیل میدادند . دیگر گارد دهداری شکوفا شده بود و در این بین استاد از همه شادتر بود چرا که زحمت هایش به گل نشسته بود و تیم به مسابقات قهرمانی کشور راه یافته بود و فراتر از آن بار دیگر صدایی شبیه بال زدنهای شاهین در فضای فوتبال ایران طنین انداز شده بود . دهداری برای این تیم تنها مربی نبود بچه های گارد که اکثرا جوان بودند او را همانند پدر خود میدانستند و او نیز در تمام مسائل خارج از فوتبال نبز بدنبال رفع مشکلاتشان بود

 

 دعوت شدن علیرضا خورشیدی و علیرضا عزیزی به تمرینات تیم ملی در اواخر فصل آغازی بر ملیپوش شدن بچه های گارد  بود چرا  که نزدیک به ده سال بعد چیزی حدود 7 - 8 تن از این مجموعه  به تناوب ملیپوش میشوند سهام میرفخرایی -علیرضا عزیزی - حسن نائب آقا - علیرضا خورشیدی - مهدی غزال - برادران خبیری ........

 دوره مربیگری

تا زمان انحلال باشگاه شاهین در سال ۱۳۴۶ او با تیم شاهین تهران بود. سپس به پرسپولیس پیوست و مربیگری آن تیم را بر عهده گرفت. دهداری اولین مربی باشگاه پرسپولیس تهران بود. چندی پس از آن او به تیم بی ستاره گارد تهران رفت و نتایج درخشانی را با این تیم در لیگ تخت جمشید کسب نمود. پرویز دهداری یک الگوی ورزشی و اخلاقی در ورزش ایران به حساب می‌آید. او در کسوت مربیگری بازیکنان زیادی از جمله احمد عابدزاده:جواد زرین چه:صمد مرفاوی و سیروس قایقران[۴] را در فوتبال ایران تربیت کرد. او در سال ۱۳۵۰ در سن ۳۸ سالگی سرمربی تیم ملی شد و در بازیهای مقدماتی المپیک مونیخ با موفقیت توانست تیم ملی را به رقابت‌های المپیک برساند. اما پیش از مسابقات از سمت خود کناره گیری کرد. علت این استعفا اختلاف وی با محمد رنجبر دستیارش بود.[۵] او پس از ۱۴ سال مجدداً در بازی‌های آسیایی ۱۹۸۶ سئول و نیز جام ملت‌های آسیا ۱۹۸۸ هدایت تیم ملی را بر عهده داشت. در رقابت‌های اخیر ایران در نهایت با پیروزی برابر چین به مقام سومی رسید اما شبهاتی در مورد تبانی جهت نرسیدن ایران به فینال آن بازیها وجود دارد.[۶] ولی پیش از رقابت‌های مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۰ از سمت خود استعفا کرد. او همچنین مدتی سرپرست باشگاه فوتبال صنعت نفت آبادان بود.
اخلاق ورزشی[ویرایش]

او از جمله کسانی بود که اخلاق را بر ورزش مقدم می‌دانست و همین خلق و خو بود که اهالی ورزش او را معلم اخلاق خطاب می‌کردند. او بارها هدایا و جوایز دولتی را رد کرد و پیشکش‌هایی نظیر خانه و اتومبیل را نمی‌پذیرفت.[۷] مربی اسبق تیم ملی در سال ۱۳۷۱ به دلیل عارضه کلیوی درگذشت. از وی دو فرزند به نام های شاهین و شیدا به جای مانده‌است و همسر وی نیز در سال ۱۳۸۱ در پی سرطان در گذشت. همه ساله مراسم بزرگداشت پرویز دهداری در شهر آبادان برگزار می‌شود[۸] و یک خیابان در شهر آبادان که استادیوم ورزشی تختی آبادان در آن قرار دارد بنام او بلوار پرویز دهداری نامگذاری شده است.

 

 





 

دیدگاه خود را در مورد این مطلب در زیر بنویسید

نام خود را وارد کنید نام*
نام خانوادگی خود را وارد کنید نام خانوادگی*
ایمیل خود را وارد کنید آدرس ایمیل اشتباه است (نمایش داده نمی شود) *ایمیل
دیدگاه*